به عید قربان بگو نیا
ما خود قربانی داده ایم
چند روز مانده به عید قربان؛ به دوستانم پیام تبریکی فرستادم و پیش از پیش عید خوش و خوبی را برای شان استدعا کردم همه ابراز امتنان نموده خوشحالم ساختند.اما در این میان یکی از دوستان با احساس و وطندوستم که خیلی ها برایم دوستداشتنی است ؛پس از ابراز امتنان نوشت :تشکر خواهر جان! افغانها در افغانستان عید ندارند و ما فاتحه دار شهدای وطن استیم .حدود بیشتر از صد تن در مرکز تعلیم شهید شدند صد تن کوماندو در غزنی و به صد ها تن از هموطنان بی دفاع ما در شهر غزنی شهید شدند و صد ها تن همچنان در دیگر ولایات تنها در ظرف دو هفته شهید شده اند پس چگونه ما عید خوش داشته می توانیم ؟
با خواندن این پیام در دلم شور عجیبی پیدا شد و با عجله به صفحات اجتماعی فیسبوک و اخبار افغانستان رجوع کردم؛ در همه جا قصه از مرگ و وحشت و درد بود . قبر های دسته جمعی و گروهی خیلی ها آزار دهنده بودند و شفاخانه ها پر از اجساد شهدا .
از هر خانواده قتل دو دختر و دو پسر کمترین امار بود و در سطری آریانا نیوز نوشته بود: ۲۱۰ موتر از غزنی بطرف کابل در حرکت استند که در هر موتر سه تابوت وجود دارد و تا حال ۶۳۰ هموطنم را طالبان کشته اند .
اماد دلخراش تر از همه ؛ تصویر زیبای دختر نوجوانی بود که کوثر نام داشت و در پایین تصویرش نوشته بودند :
بیبی کوثر، گل پرپرشده بوستان مرضیه اطهر(سلاماللهعلیها) که به دست پلیدان روزگار به مادرش زهرا ملحق شد. او از جمع دهها تن از نونهالان به خونآغشته کابل است که در حمله انتحاری به مرکز آموزشی «موعود»، جام شهادت نوشید.
همه صفحه ها را تصویر خون و تابوت و کفن کاملا پر ساخته بود و من هم تا روشنی صبح خواب نتوانستم و بغض بزرگی گلویم را فرا گرفته بود .هیچ سلاحی بجز قلم در اختیار نداشتم تا انتقام خون هموطنم را بگیرم و دردم را کم سازم. من با نفرین بر داعش و طالب چنین نوشتم :
تو ای طالب تو ای داعش
تو ای چنگيز دوران ها
تو ای انسان بی ارزش
تويی اژدار آدمها
تو كه در جاده انسانيت پايت نمی گذاری
و در قلب سياهت عشق نمی خوانی
چگونه نامت انسان است ؟
تو ای نسل پليد و قاتل مردم
كه دستان تباهكارت هزاران آرزو را كشت
هزاران قلب را از خانه اش بر داشت
و بر فرق هزاران مرد و زن كوبيد.
تو خود؛ همخانه ای شيطان
و كأسه ليس حيوانی
نمی زيبد به تو أفكار انسانی .
تو كه با پرچم حق دشمنی داری
و از دين و مذهب هم نميفهمی
مزن ديگر لاف از مسلمانی
و اشعار ايمانی .
همانگونه چراغ ظلم ظالم تا سحرگاهان
نمی سوزد
تو هم روزی تباه گرديده
زود زود ميشوی تاريك
نه دل داری ، نه دلداری كه با تو همنوا باشد
نه زن داری نه فرزندی كه با تو هم صدا باشد
تو نسل قاتل و جلاد در خونی
هميشه دست ما ، و آه مظلومان
در بد دعا باشد.
الهي خانه ات نابود و قصرت در فنا باشد
تو ای طالب تو ای داعش
جهنم زير پا و جايگاهت قعر چاه باشد.
جالب اینجاست که رییس جمهور افغانستان چنین پیام را به عمران خان صدر اعظم پاکستان فرستاده است :
از پدر و مادر پشتون زاده شدهای، برای من پاسخ بده که مجروحین طالب در جنگ غزنی؛ چگونه در شفاخانه های پاکستان تحت درمان هستند؟ چرا جنازه های شان به کویته منتقل و دفن می شود؟
عمرانخان! برای من قول دادی که بعد از مراسم انتخابات و تبریکیها، با جدیت روی این مسائل بپردازی....
من از اسفندیار ولی و همه بزرگان پشتون پاکستان می خواهم پاسخ من و ملتام را بدهند
حمله بر غزنی بدلیلی صورت می گیرد، که همسایههای مان "پاکستان" اسم موشک هایشان را غزنیوی می گذارند.اما این جواب را بدانید تا یک افغان و مسلمان زنده باشد، غزنی "پایتختفرهنگی جهان اسلام" اشغال شدنی نیست.
هموطن باز هم تسلیت می فرستم .
برچسب:
نویسنده: آوا رجبی