1 شده است 1م
از این دیار تان
ای کج روانانِ دهر
چه،آید به کام تان ؟
ای گونههای زرد
مگر فصل غصه هاست؟
سرخی لبان نازک تان
خوابی بیش نیست
اندوه نا شگفته ی اذهان تان بدرد
پرپر نمود کام جهان
در گلوی تان
گلهای نوشگفته ی ما
زخم ریشه داشت
پرپر نمود ساقه گل را
ز بیخ و بن
افسوس !
که دیو دژخیمان
مانع شکوهست
گویی زمان به عقب گشته
بی دریغ
دردا!
که دست سرد زمان
پس نمی شود.
نرگس_هاشمی

برچسب:
نویسنده: آوا رجبی