کبوتر گشتی و 1 کردی
نوای بینوایی ساز کردی
ز پیشم رفتی هنگام جوانی
مرا با درد و غم همراز کردی
مگر عمری که رفته باز آید؟
مگر اشک چکیده راز کردی؟
چرا اشک روانم را ندیدی
به پیری عقدهام را باز کردی
نگاهت مرغک نا آشنا بود
نخوردی دانه و پرواز کردی
دو چشم نرگسم از اشک پر شد
تو حسرت را بدل آغاز کردی
نرگس «هاشمی»

برچسب:
نویسنده: آوا رجبی