هفتم ثور و هشتم ثور دو رویداد متقابل در تاریخ افغانستان است. هر دو روز قربانیان بیشماری از مردم گرفت و از نقطه نظر پیامد ها تفاوتی با هم ندارند. امروز مردم واقعی آن سرزمین سوخته به هیچ کسی باور ندارند؛ و با تاسف که به خود هم بیباور شده اند. ورنه اتحاد مردم ؛ همه کاخ های استبداد را می تواند فرو ریزد!
در رابطه به هفتم و هشتم ثور در نزد شمار زیادی از مردم افغانستان ارزیابیهای متفاوتی وجود دارد. اینکه عدهای از هفتم ثور و عدهای از هشتم ثور تجلیل میکنند، در واقع نشان میدهد که در نزد شمار زیادی از مردم افغانستان در رابطه به روزهای تاریخی و ملی تفاوت نظر وجود دارد.
اگر چه از هشتم ثور دولتمردان فعلی افغانستان تجلیل میکنند و این روز را بهعنوان روز پیروزی مجاهدان بر دولت تحت حمایت شوروی سابق در افغانستان جشن میگیرند، اما بسیاری از مردم احساس میکنند در خوشیهایی که نسبت به این روز ابراز میشود، اشتراک ندارند. از همینرو است که دیده میشود در رابطه به هشتم ثور بسیاری از مردم در برخی از رسانهها و صفحات اجتماعی نظر منفی ابراز میکنند.
برخی از مردم هم هفتم ثور و هم هشتم ثور را روزهای ناخوشی میشمارند و به این باورند که این دو روز دو روی یک سکه میباشند. زیرا هیچ یک از این روز نتوانسته است پیامآور تغییر و تحول مثبت در زندگی مردم افغانستان شود و خاطره خوشی را برای مردم افغانستان یادآوری کند.
در این باره مریم جدر نویسنده و خانم مبارز درراه حقوق زن در صفحه فیسبوک چنین نوشته است : با کودتای ثور و به قدرت رسیدن ح د خ ا ، خانواده های بسیاری در سوگ نشستند و تعدادی تا هنوز سوگوارند .انسانهای بیگناه به کام مرگ فرستاده شدند و خانواده های شان تا امروز تابوت را به دوش میکشند و مرده های شانرا دفن نکرده اند. قریهجات بیرحمانه بمبارد میشد و سری که بلند بود بریده شد... با جنایاتی که صورت گرفت ، طبیعی است که مردم به پیروزی مجاهدین علاقمند شده و دست به دعا بودند. هشت ثور رسید و رویای مردم تحقق یافت ، اما تنها دو روزی ازین شادی و سرور گذشته بود که همین مردم زخمی با حقیقت تلخ تری روبرو گشتند.تنظیم های جهادی به دولت اسلامی خود ساخته شان بیعت نمیکردند . هر چندی شاهد ائتلافات تازه و چهره جدیدی از جنگ بودیم. جنگ از قریه ها به شهر ها کشانیده شد. کوچه ها بوی خون میداد و دیده ها تاریک وبیمناک از هراس فردا بود. دسته دسته مردم ازینسوی شهر به آنسوی شهر مهاجر میشدند. دگر نه مدرسهای باز بود و نه دانشگاهی. یکبار دگر از مردم قربانی میگرفتند. اینکه به جرم کدام گناه نکرده قیمت میپرداختند، پرسشی است که هرگز بدان پاسخ نخواهیم یافت.هشت ثور مولود هفت ثور بود ؛ و ما ملت ناچار بودیم فرزندان خشمگین آن پدر نامهربان و ظالم را تحمل کنیم. شب وروز زیرزمینی های نمور پناهگاه ما بود و ترس خوراک شبانه روزی ما.
در آن تکاپو برای زنده ماندن... در آن شفق سرخ آسمان خسته از جنگ... در بین خون و آتش و دود و باروت و خاکستر... آنچه مردم برای همیشه از دست داد، اعتبار و امید به کسانی بود که خود را پاسداران دین و آیین میدانستند. بیشماری مردند و آنانی که زنده ماندند ،آیه یأس خواندند و دگر به هیچ کسی امید نبستند. در تموز نبرد های کوچه به کوچه آنی که سوخت و خاکستر شد، مردم بود. خانهای نبود که سینه اشرا خمپاره نشکافته باشد. دیواری نبود که فرو نریخته باشد... و قلبی نبود که از هجوم این حادثه ها نلرزیده باشد. ما « طوفان زدهی آن دشت جنونایم» که تمام وعده های دروغینی را که به خورد ما داده اید، بالا آورده ایم.
آریانا پیکاردر باره این دو رویداد چنین ابراز نظر کرده است :"آخر چهل سال که یک عمر است! جنگ ، خیانت و ویرانی چهل ساله همه را ناامید و بی باور کرده. و امید اخرین چیزی است که انسان از دست می دهد، « ورنه اتحادو عزم مردم همه کاخ های استبداد را می تواند فرو ریزد."
بصیر بینا نوشته است :" اصلن پاکستان مسلح سازی اخوان المسلمین را زمانی شروع کرده بود که داود خان بر علیه پا کستان اخطار می داد . درسال 53 کودتای مسلحانه داشتند او کودتا نا کام شد .یکعده دوباره بر گشتند به طرف پا کستان و آنها را جهان غرب عربها و پا کستان با چین یکجا مسلح ساختند و فرستادند بخاطر عملیات تخریبی .یعنی آغاز بدبختی ها از 7 ثور نیست .
صدیق حیدر به این نظر است : خدا لعنت کند آنانی را بنام اسلام جهاد را روا داشتند وخود مسلمان نبودند و ما امروز شاهد قصر ها و دارایی های شان هستیم. اولاد شان تحصیل کرده خارج شد وبعد باید از چوچه های شان مردم اطاعت کنند اما باید دانست که انءشاالله جوانان آگاه ما دیگر فریب نخواهند خورد.
اقلیما اسد نوشته است : در این 19 سال گذشته هم ملت ما خاطره خوبی ندارند پیشرفت گروه های تروریستی مواد مخدر ؛ روزانه صد ها نفر از نظامی وغیر نظامی کشته می شوند ؛فقر و آواره گی معتادین موار مخدر بد تر از گذشته ها می باشد.
برچسب:
نویسنده: آوا رجبی