ای موج ها ! طلوع تو را خواب برده است؟
طوفان بی ستون تو را آب برده است؟
ساحل پر از تلاطم امواج درد بود
آن روز ها که جسم تو سیلاب برده است
صبر و قرار و طاقت دریا تمام شد
سنگخاره های بحر تو را تاب برده است
مادر کنار ساحل دریا نشسته بود
چشم انتظار کودکی زیرآب برده است
نرگس« هاشمی»
پادگانه
وزن شعر:
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن
مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف
برچسب:
نویسنده: آوا رجبی